مطالب دروس سال اول دبیرستان
 
به همراه نمونه سوالات امتحانی


درس نهم

زمان حال کامل(ماضی نقلی)present perfect

از زمان حال کامل در موارد زیر استفاده می شود:

1.برای بیان عملی که در واحدی از زمان که هنوز تمام نشده ، انجام گرفته باشد.مانند: today, this year, this week و غیره.

1.she has come to my house today.

2.I have seen your sister this week.

2.برای بیان عملی که در گذشته شروعد شده و تا حال ادامه داشته و ممکن است از این به عد هم ادامه داشته باشد.در این مورد یکی از حروف اضافه for یاsince  قبل از قید زمان به کار می رود.

1.I have lived in Tehran since 1360.

من از سال 1360 در تهران زندگی کرده ام(ممکن است از این به بعد هم در تهران زندگی کنم و ممکن است زندگی نکنم.)

2.I have lived in Tehran for 10 years.

من مدت 10 سال در تهران زندگی کرده ام(ممکن است از این به بعد هم در تهران زندگی کنم و ممکن است زندگی نکنم.)

3.برای بیان عملی که در گذشته انجام گرفته اما اثر آن هنوز وجود دارد.

I have closed the window.

من پنجره را بسته ام(یعنی هنوز پنجره بسته است).

4.برای بیان عملی که در یک زمان نا معین در گذشته انجام گرفته است.

I have seen this film before.

من قبلا این فیلم را دیده ام.

5.برای بیان عملی که در گذشته شروع شده و هم اکنون یا لحظاتی پیش تمام شده است.معمولا در این موارد از قید just استفاده می شود.

I have just finished my work.

 من هم اکنون کار را تمام کرده ام.

6.برای بیان کاری که چندین بار در گذشته تکرار شده باشد.

I have seen this film many times.

من این فیلم را بارها دیده ام.

ü  از قیدهای زمان this year, this week, today و مشابه اینها برای نشان دادن حالت کامل استفاده می شود ، ولی از قیدهای زمان گذشته last week, yester day و مشابه اینها نمی توان برای نشان دادن حالت کامل استفاده نمود.

1.I have seen Ali this week.(درست)

2.I have seen Ali yester day.(غلط)

شیوه ی ساختن زمان حال کامل

بقیه جمله + اسم مفعول +have/has  + فاعل

ü  در صورتی که فاعل جمله سوم شخص مفرد باشد از کلمه ی has و در صورتی که فاعل سوم شخص مفرد نباشد از کلمه ی have در ساختن حال کامل استفاده می شود.

1.I have studied for two hours.

2.Ali has studied since 2 p.m.

شیوه ی منفی کردن زمان حال کامل

برای منفی کردن این گونه جملات کافی است کلمه ی not را بعد از have و has قرار داد.

بقیه جمله + اسم مفعول +  + have/has + not  فاعل

 

1.I have not studied for two hours.

2.Ali has not studied since 2 p.m.

شیوه ی سوالی کردن زمان حال کامل

برای سوالی کردن این گونه جملات کافی است جای have یا has با فاعل جمله عوض شده و در آخر جمله علامت سوال قرار می گیرد.

?            + بقیه جمله +اسم مفعول + فاعل +   Have/Has

 

1.Have you studied for two hours ?

2.Has Ali studied since 2 p.m ?

 

شکل خلاصه شده ی افعال در زمان حال کامل

صورت مخفف

صورت کامل

صورت مخفف

صورت کامل

We’ve gone

We have gone

I’ve gone

I have gone

You’ve gone

You have gone

You’ve gone

You have gone

They’ve gone

They have gone

She’s gone

She has gone

I haven’t gone

I have not gone

He’s gone

He has gone

Hasn’t gone

Has not gone

It’s gone

It has gone

کلمه های زیر هر یک به تنهایی می توانند نشانگر زمان حال کامل باشند.یعنی اگر در جمله ای قرار گیرند فعل آن جمله باید حال کامل باشد.در سوال های امتحان پایان ترم و کنکور از این نکته برای طرح سوال زیاد استفاده می شود.

Yet=هنوز

So far=تا کنون

Recently=اخیرا

Lately=اخیرا

For=به مدت

Since=قبلا

Already=پیش از این،قبلا

Never=هرگز

Just=هم اکنون

کلمه yet همیشه در آخر جمله قرار می گیرد و نشان می دهد که کاری تا کنون انجام نگرفته ولی احتمال آن است که در آینده انجام گیرد.yet در جمله های منفی و سوالی قرار می گیرد.

I have not seen that film yet.

من هنوز آن فیلم را ندیده ام.

Have you seen that film yet?

آیا شما تا کنون آن فیلم را دیده اید؟

For نشانگر طول مدت زمان و Since نشانگر مبدا زمان می باشد.

1.I have studied since five o’clock.

2.I have studied for five hours.

در مثال اول five o’clock مبدا شروع زمان است و در مثال دوم five hours مدت زمان را نشان می دهد.

ü  در صورتی که حرف تعریف the قبل از قید زمان قرار گیرد معنی آن عوض شده و به جای شروع زمان ، مدت آن را نشان می دهد و در نتیجه باید از کلمه ی for به جای کلمه ی since استفاده کرد.

1.I have been in Tehran since last year.

2.I have been in Tehran for the last year.

در جمله ی اول last year شروع زمان را نشان می دهد ، ولی در جمله ی دوم the last year یک دوره ی یک ساله است که هنوز عمل تمام نشده است.


ادامه مطلب
نوشته شده در تاريخ جمعه 21 بهمن 1390برچسب:, توسط فرید کُر

درس هشتم

جملات مجهول

 

قبل از توضيح نكته گرامري درس ( جمله هاي مجهول ) به چند تعريف توجه كنيد .

قيد زمان      مفعول      فعل          فاعل

1- شكل معلوم (active form) : به جمله اي گفته مي شود كه فاعل آن ، مشخص و  در ابتداي جمله به كار رفته باشد و فعل آن جمله ، به فاعل نسبت داده شود .

رضا هفته گذشته يك ماشين خريد.                                       Reza bought a car last week.     

در جمله فوق ، فاعل جمله (Reza) در ابتداي جمله قرار دارد و فعل جمله (خريدن) به فاعل جمله نسبت داده شده ، يعني  عمل خريدن ، توسط رضا انجام گرفته است .

2- شكل مجهول (Passive form) : به جمله اي گفته مي شود كه فاعل آن مشخص نباشد و به جاي فاعل ، مفعول در ابتداي جمله قرار گيرد و فعل به مفعول نسبت داده شود .

A car was bought last week (by Reza)

 

يك ماشين هفته گذشته خريده شد (توسط رضا) .

در جمله فوق ، مفعول جمله (a car) در ابتداي جمله به جاي فاعل قرار گرفته و فعل جمله (خريدن) به مفعول نسبت داده شده ، يعني عمل خريدن به كتاب نسبت داده شده است .

3- از جمله هاي مجهول موقعي استفاده مي كنيم كه :

الف . مهم نباشد كه انجام دهنده كار (فاعل) را بشناسيم .

ب . انجام دهنده كار را نمي شناسيم .

ج . خود عمل براي ما مهم تر از نام انجام دهنده آن عمل باشد .

 

روش تبديل جمله معلوم به مجهول

براي تبديل يك جمله معلوم به مجهول به ترتيب زير عمل مي كنيم :

1- مفعول جمله معلوم را در ابتداي جمله ، به جاي فاعل قرار مي دهيم . ( ضماير مفعولي به شكل ضماير فاعلي نوشته مي شوند ) .

2- با توجه به زمان و مفعول ( مفرد يا جمع ) جمله ، فعل to be مناسب بعد از مفعول نوشته مي شود .

3- بعد از فعل to be ، اسم مفعول فعل اصلي قرار مي گيرد .

4- بعد از اسم مفعول فعل ، بقيه اجزاء جمله ( غير از فاعل) را بدون تغيير مي نويسيم .

5- در صورتيكه فاعل جمله براي ما مهم باشد ، مي توانيم آن را در آخر جمله همراه با حرف اضافه by بياوريم . ( در صورتيكه فاعل جمله به صورت ضمير باشد آن را بايد به شكل ضمير مفعولي بنويسيم ).

( معلوم ) 1.We invited them to the party

ما آنها را به جشن دعوت كرديم .

( مجهول) 2.They were invited to the party by us .

آنها به جشن دعوت شدند ( توسط ما) .

* توضيح :‌1- طبق فرمول بالا ، ابتدا مفعول جمله معلوم كه به صورت ضمير مفعولي است ، در ابتداي جمله مجهول به شكل ضمير فاعلي نوشته شده است .

 

2- زمان جمله معلوم ، گذشته ساده و مفعول آن ، (they) جمع است لذا فعل to be مناسب ، were مي باشد . ( اگر مفعول مفرد بود ، فعل was انتخاب مي شد ) . 3- چون فعل با قاعده است لذا گذشته و اسم مفعول فعل يكسان مي باشد . اسم مفعول فعل invited بعد از were نوشته مي شود . 4- اجزاي ديگر جمله (to the party) را بعد از اسم مفعول مي آوريم . 5- سپس فاعل جمله معلوم we ، در آخر جمله مجهول به شكل مفعولي همراه با by نوشته مي شود . (by us)

 

فقط افعالي مي توانند در وجه مجهول استفاده شوند كه جزو افعال متعدي باشند ، به عبارت ديگر بتوانند مفعول بگيرند . لذا افعال لازم كه نمي توانند مفعول بگيرند ؛ در وجه مجهول استفاده نمي شوند .

طرز تشخيص فعل لازم و متعدي : عبارت هاي « چه چيزي را » ، « چه كسي را »  ، « به چه كسي » و « به چه چيز » را قبل از فعل قرار مي دهيم ، اگر جمله معني دار بود ، آن فعل ، يك فعل متعدي است و اگر معني دار نبود ، لازم است . مثال :

1- خريدن : چه چيزي را خريد ؟ ( متعدي)

2- شناكردن : چه چيزي را شنا كرد ؟ ( لازم)

3- دعوت كردن : چه كسي را دعوت كرد : ( متعدي )

4- رفتن : چه كسي را رفت ؟‌( لازم)

5- شكستن : چه چيزي را شكست ؟ ( متعدي)

6- دويدن : چه چيزي را دويد ؟ ( لازم)

7- كمك كردن: به چه كسي كمك كردي ؟ ( متعدي)

8- آمدن : به چه كسي آمدي؟ ( لازم)

9- گوش دادن : به چه چيزي گوش دادي ؟ ( متعدي)

10-رشد كردن : به چه چيزي رشد كردي ؟ (لازم)

شيوه شناسايي جمله هاي مجهول : اگر هر يك از نشانه هاي زير در جمله باشد ، آن جمله شكل مجهول دارد .

الف – شروع جمله با مفعول باشد . اكثر اوقات مفعول جمله هاي مجهول ، جاندار نيستند .

ب- در آخر جمله حرف اضافه by همراه با مفعول يا ضمير مفعولي آمده باشد .

ج – بعد از اسم مفعول جمله ، مفعولي وجود نداشته باشد .

د – بهترين روش شناسايي جمله هاي مجهول و معلوم از روي معني و مفهوم آنهاست .

در مثالهاي زير شكل صحيح فعل را انتخاب كنيد .

1. The book ………………. Yesterday . (buy)

2. Mr Razavi ……………………. every day by me . (see)

3. She ………………….. to hospital last week .(take)

4- I always …………………..my mother at home. (help)

توضيح : جمله اول با مفعول شروع شده است و قيد زمان نشان دهنده گذشته ساده است . لذا جمله ، مجهول و گذشته ساده است چون مفعول جمله مفرد است لذا  فعل جمله بايد به صورت was bought نوشته شود .

در جمله دوم ، از كلمات by me كه در آخر جمله نوشته شده مي فهميم كه جمله مجهول است و قيد زمان جمله (every day) نشان مي دهد كه زمان جمله حال ساده است ، چون مفعول جمله سوم شخص مفرد است لذا شكل صحيح فعل is seen مي باشد .

در جمله سوم هيچيك از مشخصه هاي شناسايي براي تشخيص جمله مجهول وجود ندارد ولي از مفهوم و معني جمله متوجه مي شويم كه جمله بايد مجهول باشد . از طرفي قيد زمان ، نشان دهنده گذشته ساده است و چون مفعولي كه در ابتداي جمله به شكل ضمير فاعلي قرار گرفته مفرد مي باشد ، لذا شكل صحيح فعل Was taken مي باشد .

در جمله چهارم هم فاعل و هم مفعول در جاي خودشان به كار رفته اند ، پس نتيجه مي گيريم كه جمله معلوم است . قيد تكرار always نشان دهنده زمان حال ساده است لذا شكل صحيح فعل help مي باشد .

ساختار جمله هاي مجهول همانند جمله هاي معلوم در زمانهاي متفاوت فرق مي كند . در اين درس فقط به سه زمان اشاره شده است .

1- زمان حال ساده

...................... مفعول ، فعل ( قسمت اول ) ، فاعل  = جمله معلوم

........................... اسم مفعول (am/is/are) + مفعول ( جمله معلوم) = جمله مجهول

(معلوم)                   . 1.They bye some books every week .آHان

آنها هر هفته تعدادي كتاب مي خرند .

( مجهول) . 2. Some books are bought every week by them

تعداد كتاب هر هفته خريده مي شوند ( توسط آنها ).

(معلوم)                             3.They buy a book every week .

آنها هر هفته يك كتاب مي خرند .

( مجهول ) .4.A book is bougt every week by them .             

يك كتاب هر هفته خريده مي شود ( توسط آنها ) .

 

2- زمان گذشته ساده

........................+ مفعول + فعل ( قسمت دوم) + فاعل = جمله معلوم

....................... + اسم مفعول + Was/were + مفعول ( جمله معلوم) = جمله مجهول

( معلوم ) 1. They bought some books last week .                  

آنها هفته گذشته تعداي كتاب خريدند .

( مجهول )      2. Some books were bought last week by them .

تعدادي كتاب هفته گذشته خريده شدند ( توسط آنها ) .

( معلوم )                              3. They bought a book last week .

آنها هفته گذشته يك كتاب خريدند .

( مجهول )                        4. A book was bought last week by them .

يك كتاب هفته گذشته خريده شد توسط آنها .

 

 

 

 

 

 

3- زمان آينده ساده

................ + مفعول + فعل ( قسمت اول) + Will/shall+ فاعل = جمله معلوم

.......+ اسم مفعول + Will/shall+be + مفعول ( جمله معلوم) = جمله مجهول

(معلوم ) .1. They will buy some books next week .              

آنها هفته آينده تعدادي كتاب خواهند خريد .

( مجهول) . 2.Some books will be bought next week by them .   

تعدادي كتاب هفته آينده خريده خواهند شد ( توسط آنها ) .

( معلوم ) . 3. They will buy a book next week .                         

آنها هفته آينده يك كتاب خواهند خريد .

( مجهول )               4. A book will be bought next week by them

 

در صورتيكه جمله معلوم ، منفي باشد ، جمله مجهول نيز بايد به شكل منفي نوشته شود .

(معلوم )                             1.They don’t bye a car .

( مجهول )                  A car is not bought ( by them)

(معلوم)                         2. They did not buy a car .

(مجهول)               A car was not bought ( by them)

( معلوم )                              3. They will not buy a car.

( مجهول)               A car will not be bought (by them)

 

در صورتيكه جمله معلوم ، سوالي باشد ، مجهول نيز بايد به شكل سوالي نوشته شود .

(معلوم) 1. Do they buy a car ?                                 

(مجهول)                                              Is a car bought ?

( معلوم)                                    2. Did they buy a car ?

(مجهول) Was a car bought?                                     

(معلوم)                                  3. Will they buy a car ?

( مجهول)                                    Will a car be bought ?


ادامه مطلب
نوشته شده در تاريخ جمعه 21 بهمن 1390برچسب:, توسط فرید کُر

درس هفتم

جمله واره ها

 

قبل از توضیح نکات دستوری درس این تعاریف را با دقت مطالعه کنید

به مجموعه ای از کلمات گویند که دارای مبتدا و خبر بوده و خود به تنهایی دارای clause-1     

به نام(جمله واره) یا(قضیه)خوانده میشود و فرق آن با جمله  clauseمعنی کاملی میباشد در زبان فارسی

این است که (جمله)ممکن است دارای اجزای دیگری از قبیل مفعول.قید حالت.قید مکان.

قید زمان باشد یا به اشکال دیگر نوشته(سوالی.منفی)شود.در حالیکه قضیه یا جمله واره

فقط دارای مبتدا و خبر است.

 

 

1.    winter is coming . (جمله واره)

2.    I usually go to Tehran in summer. (جمله)

3.    He will arrive on time.(جمله واره)

4.    He will arrive home exactly at8p.m next Friday.(جمله)

         

 

به مجموعه ای از کلمات گویند که فاقد فعل وفاعل باشد و به تنهایی معنی کامل  Phrase-2

نداشته باشد.در زبان فارسی به آن (عبارت)گویند.

 

 

1.    a bottle of milk

2.    not all all

3.    early in morning

 

به عبارتی گویند که به جای اسم قرار میگیرد .در زبان فارسی (عبارت      noun phrase-3

)گویند

 

1.I know your brother         

                 عبارت اسمی

2.Iknow the new student

                عبارت اسمی

 

 

 

سوالnounphrase,phrase,clause:چگونه بعداز افعالی ازقبیلknowقرارمیگیرند؟به جمله های زیرتوجه کنید:

 

 

 

 

1.I knowyour brother.(درست)

                  عبارت اسمی

 

2.  I know that your brother.(اشتباه)

                             عبارت اسمی

 

 3.I know winter is coming.(درست)

                  عبارت اسمی

 

 4.I know that winter is coming.(درست)

 

در جمله اول عبارت اسمی جانشین مفعول مستقیم شده و بلافاصله بعد از فعلknowقرارگرفته است.درجمله دوم عبارت اسمی بعد از فعلknowقرار گرفته ولی بخاطر ضمیر موصولیthatبعدازفعلknowجمله اشتباه است.پس اگرعبارت اسمی بعدازافعالی از قیبلknowقرارگیرد,نبایدازضمیرموصولیthatاستفاده شود در جمله سوم,جمله واره بلافاصله بعدازفعلknowقرارگرفته ودرجمله چهارم بعدازفعل

     knowابتداضمیرموصولیthatوسپس جمله واره قرارگرفته است.درهردوحالت جمله                                                                      

درست است,پس اگرجمله واره بعد از افعالی از قبیلknowقرارگیرد,آوردن ضمیر

موصولیthatاختیاری است.درحقیقت درجمله سوم وچهارم,جمله واره به عنوان

مفعول مستقیم برای فعلknowبه کاررفته است.افعال دیگرشبیهknowعبارتنداز :
 

                          حدس زدن           guess                          فکر کردن      think

                                                  

 

                          تصورکردن       imaging                       امیدواربودن      hope

 

 

                         احساس کردن      feel                            باورکردن         belive

 

 

 

 


 

علاوه برافعال فوق,افعالدیگری نیزشبیهknowهستندکه دراینجاازآن ها نام برده نمی شود.

 

 

و افعال شبیه به آن .از گونه ای دیگر از افعال (مثلاknowاگر به جای فعل

 

استفاده شود آیا نقش.جایگاه و چگونگی عبارت اسمی و جمله واره فرق    )tell  

 

خواهد کرد یا خیر؟چون در این کتاب راجع به گروه های دیگراز افعال بحث

 

نشده لذا ما هم فقط به این نکته بسنده می کنیم که نقش عبارت اسمی و جمله وار

 

ه ها با توجه به نوع فعل فرق خواهد کرد و از این لحاظ .این افعال به چهار گروه

 

تقسیم میشوند                                                                                      

 

 

 

توضیحات بیشتر ومفصل تر را در کتاب(انگلیسی عمومی گرامر)نوشته مولف بخوانید

 


ادامه مطلب
نوشته شده در تاريخ جمعه 21 بهمن 1390برچسب:, توسط فرید کُر

درس ششم

دم سوالی ها                                               

 

    سوال های ضمیمه یا سوال های کوتاه:

       این سوال ها جمله هایی هستند که بعد از یک جمله خبری قرار می گیرند. هنگام بیان این سوال ها،

     گوینده فکر می کند حرفش واقعی است و انتظار دارد که حرفش مورد موافقت قرار گیرد.

1. Ali is here, isn't he?

2. Ali isn't here, is he?

     همانگونه که ملاحظه می شود در سوال اول پاسخ مورد نظر (انتظار)   Yes, he isو در سوال دوم -

      No, he isn'tمی باشد.

   Zدر صورتی که جمله مثبت باشد سوال ضمیمه بایستی منفی باشد و در صورتی که جمله منفی باشد،سوال ضمیمه باید مثبت باشد.در صورتی که در جمله فعل کمکی وجود داشته باشد،در قسمت سوال ضمیمه باید از همان فعل کمکی استفاده شود، ولی اگر فعل کمکی در جمله وجود نداشته باشد، اگر زمان جمله حال ساده باشد، از کلمه don't"" یا "doesn't" و اگر زمان جمله، گذشته ساده باشد، از didn't"" در سوال ضمیمه استفاده می شود. در سوال های ضمیمه همیشه از ضمیر- فاعـلی به جای فاعل استفاده می شود.

1. You go to England every year, don't you ?

2. Ali goes to England every year, doesn't he?

3. Ali went to England last year, didn't he?

4. Mary couldn't speak English fluently, could she?

  Z هرگاه قید یا کلمه منفی کننده ای (  never, seldom, rarely, few, little, nobody, … )

    در جمله اصلی وجود داشته باشد، سوال ضمیمه باید مثبت باشد.

   1. He never goes to the movies, does he?

2. Ali saw nobody in the class, did he?

   هرگاه فاعل جمله یکی از کلمه های(   none, everyone, everybody, somebody,someone

  (anybody, anyone, neither of, no one, nobodyباشد، در سوال ضمیمه از ضمیر فاعـل

   "they"   به جای آنها استفاده می شود.

     Nobody came to the class last week, did they?

Zهرگاه فاعل جمله اصلی nothing باشد در سوال ضمیمه به جای آن از ضمیر فاعلی  "it" استفاده

  می شود .

Nothing can stop us now, can it? 

Z     در جمله های امری، سوال های ضمیمه معمولا به صورت""will you و در بعضی مواقع به –صورت " "could you?و ""would you? نوشته می شود.

 Open the door ,will you?

Z هر گاه جمله اصلی با "Let us" و  "Let me" شروع شود، در سوال ضمیمه از عبارت-

  "shall we?" یا "shall I ?" استفاده می شود.

1. Let us play a game of chess, shall we?

2. Let me go home, shall I ?

Z هر گاه فاعل جمله اصلی  "there" باشد، در سوال ضمیمه از همین کلمه استفاده می شود.

There is a large crowd in the square, isn't there?

Z     هر گاه فاعل جمله اصلی یکی از ضمایر اشاره "this, that" باشد در سوال ضمیمه از ضمیر-

فاعلی "it" و در صورتی که فاعل جمله "those, these" باشد،در سوال ضمیمه از ضمیر –

فاعلی "they" به جای آنها استفاده می شود.

1. These are my pens,  aren't they?

2. this is my pen, isn't it?

Z هر گاه جمله با "I am" شروع شود، در سوال ضمیمه از عبارت "aren't" استفاده می شود.

I am a student, aren't I ?

 


ادامه مطلب
نوشته شده در تاريخ جمعه 21 بهمن 1390برچسب:, توسط فرید کُر

درس پنجم

جمله سازی(ترکیب جملات در جمله)

به طور کلی ترتیب قرار گرفتن کلمه ها در جمله از الگوی زیر پیروی می کند .

 

قید زمان + قید مکان + قید حالت + مفعول + فعل + قید تکرار + فاعل

 

نشان می دهد که یک فعل چند بار تکرار می شود و معمولاً بعد از فاعل و قبل از فعل اصلی جمله قرار می گیرد.

 

I always get up early in the morning.

مهمترین قیود تکرار عبارتند از :

اغلب =often    / معمولاً= usally   / همیشه = always  / بعضی اوقات = Sometimes / معمولا= Generally /

به ندرت = seldom  / به ندرت=  rarely/ هرگز = never

 

 قید حالت : نشان می دهد که یک فعل به چه حالتی (چگونه) اتفاق می افتد و معمولاً بعد از فعل اصلی و مفعول جمله قرار میگیرد.

He usually speaks English slowly.

 

قید حالت معمولاً با اضافه نمودن ly به آخر صفت مطلق ساخته می شود. صفاتی که به y  ختم می شوند. حرف y  را به i  تبدیل نموده و سپس حروف ly به آن اضافه می شود.

 

قید حالت = ly صفت

 

(به طور آهسته ) =  slowly         ly  + slow    ( آهسته )

(به سرعت ) =  quickly          ly  + quick    ( سریع )

(با خوشحالی ) = happily          ly  + hapy    ( خوشحال )

 

* بعضی از قیود حالت ، بی قاعده هستند، یعنی از قاعده فوق برای ساختن آنها استفاده نمی شود. تعداد این قیود اندک است و بشرح زیر می باشند.

(به خوبی ) =  well                        good ( خوب  )

(به سرعت ) =  fast                fast        ( سریع )

(به سختی ) = hard                hard      ( خوشحال )

 

 

* قید حالت موقعی استفاده می شود که بخواهیم راجع به چگونگی انجام کاری سوال کنیم. این گونه جمله ها با کلمه How سوالی می شود.

How do you speak English ?

 

I speak slowly.

 

در مثال فوق چگونه انگلیسی صحبت کردن مورد سوال قرار گرفته و با قید حالت slowly  (به آهستگی ) جواب داده شده است.

* بعضی کلمه ها مانند hardly (به ندرت) و rarely (به ندرت) گرچه دارای پسوند ly می باشند ولی قید حالت نیستند و جزء قیدهای تکرار محسوب می شوند و باید در جایگاه قید تکرار استفاده شوند نه قید حالت hardly و rarely به جمله معنی منفی می دهند. در جمله هایی که این قیود وجود دارند نیازی به منفی فعل کمکی نمی باشد.

 

1.    I hardly speak Spanish . (درست)

                                                                                                                                             مفعول            فعل       قید تکرار

2.    I speak Spanish hardly. (غلط)

3.    I rarely speak Spanish. (درست)

                                                                                                                                             مفعول            فعل       قید تکرار

4.    I speak Spanish rarely. (غلط)

5.    I don't rarely/ hardly speak Spanish . (غلط)

در جمله های فوق rarely  و hardly معنی منفی به جمله می دهند. ( من به ندرت / به سختی زبان اسپانیایی صحبت می کنم) . یعنی من زبان اسپانیایی یاد ندارم و اگر هم یاد داشته باشم آنقدر نیست که بتوانم صحبت کنم س

* اگر پسوند ly به آخر اسم اضافه شود، به جای قید حالت، صفت ساخته می شود که جایگاه آن در جمله با قید حالت فرق می کند.

(دوستانه ) =      friendly         ly  + friend  ( دوست )

(پدرانه ) =  fatherly             ly  + father    ( پدر )

(مردانه ) = manly               man            ( مرد )

 

قید مکان : نشان می دهد که یک فعل در کجا رخ می دهد. قید مکان بعد از قید حالت و قبل از قید زمان قرار می گیرد.

He usually speaks English slowly in the class.

* اگر فعل جمله حرکتی باشد یعنی خود فعل نشان دهنده حرکت باشد، مثل افعال Go ( رفتن ) come  ( آمدن )- run  ( دویدن )- walk ( قدم زدن ) و ... ، جای قید حالت با قید مکان عوض می شود. یعنی بعد از فعل و مفعول ابتدا قیدمکان و سپس قید حالت می آید.

 

1. I walk to school slowly .

                                                                                                                                                 قید حالت    قید مکان    فعل

2. I went to my house quickly.

                                                                                                                                        قید حالت       قید مکان        فعل

* بعد از افعال ربطی مانند ( am,is,are,was,were ) become, to be  ( شدن )، look ( به نظر رسیدن ) و seem  ( به نظر رسیدن ) به جای قید حالت از صفت استفاده می شود.

1. she looks happy . (درست)

                                                                                                                                                                      صفت       فعل ربطی

2. she looks happily(غلط) .

قید حالت     فعل ربطی      

(درست)3.she speaks happily .

                                                                                                                                        قید حالت    فعل غیرربطی      

* اگر در یک جمله چند قید مکان وجود داشته باشد، در این حالت، ابتدا قیدهایی را می نویسیم که واحدهای کوچکتری از قید مکان را نشان دهند و سپس واحدهای بزرگتر آن را ذکر می کنیم.

1. I studied in shiraz.   (واحد بزرگ)

2. I studied in a village around shiraz.  

                                                                                                          واحد بزرگ                  واحد کوچک

3. I studied in Alavi school in a village around shiraz.

                                                                         واحد بزرگ         واحد کوچک   واحد کوچکتر

قید زمان :  نشان می دهد که یک فعل در چه زمانی رخ می دهد. قید زمان بعد از قید حالت و قید مکان قرار می گیرد. در صورتی که بخواهیم روی قید زمان تاکید کنیم آن را در اول جمله قرار می دهیم.

 

1. He usually speaks English slowly in the class every week .

                                                         قید زمان              قید مکان        قید حالت      مفعول          فعل        قید تکرار 

2. Last week he spoke English slowly in the class .

                                                                                                  قید مکان           قید حالت        مفعول             فعل     فاعل      قید زمان 

در جمله دوم ، چون تاکید روی قید زمان بوده لذا در ابتدای جمله به کار رفته است. منظور این است که هفته گذشته او در کلاس انگلیسی را آهسته صحبت کرد، نه این هفته یا هفته های دیگر .

* اگر در یک جمله چند قید زمان وجود داشته باشد. در این حالت ، ابتدا قیدهایی  را می نویسیم که واحدهای کوچکتری از زمان را نشان دهند و سپس واحدهای بزرگتر آن را ذکر می کنیم.

1. He went to school  last  week .

                                                                                                                           واحد بزرگ 

2. He went to school  on Monday last week .

                                                                                              واحد بزرگ      واحد کوچک

 


ادامه مطلب
نوشته شده در تاريخ جمعه 21 بهمن 1390برچسب:, توسط فرید کُر

درس چهارم

صفات مقایسه ای(صفت برتر یا برترین۲)

◄ صفت برتر برای آن دسته از صفاتی که دو یا بیشتر از دو سیلابی هستند :

مری از خواهرش زیبا تر است .

Mary is more beautiful than her sister.

در مثال فوق چون صفت beautiful  از دو سیلاب بیشتر است لذا برای ساختن صفت برتر ، از الگوی زیر استفاده شده است .

, Than  صفت مطلق More,

◄ نشانه صفت برتر در زبان فارسی حروف « تر » است که بعد از صفت مطلق قرار می گیرد . ( برای همه صفت از این نشانه استفاده می شود )

پیر ← پیرتر – زیبا ← زیباتر – جوان ← جوان تر

◄ در الگوی فوق به جای more  می توان از less  نیز استفاده کرد. در این صورت مقایسه ی دو صفت از لحاظ کمتری مدّنظر خواهد بود .

Lesson one is more difficult than lesson two.

                                  صفت

در مثال فوق نشان می دهد که سختی درس اول نسبت به درس دوم بیشتر است .

Lesson one is less difficult than lesson two.

                                  صفت

در مثال فوق نشان می دهد که سختی درس اول نسبت به درس دوم کمتر است .

◄ کلمه much برای تاکید در میزان و مقدار صفت ، در الگوی فوق به کار برده می شود.

رضا از مهدی پیرتر است .

Reza is older than Mahdi.

رضا از مهدی خیلی پیرتر است .

Reza is much older than Mahdi.

ناهید از سیما زیبا تر است .

Nahid is more beautiful than Sima.

ناهید از سیما خیلی زیبا تر است .

Nahid is much more beautiful than Sima.

◄ صفات برترین : صفت برترین یا عالی ، برتری یک شخص یا چیزی به تمام اشخاص و چیزهای موجود در یک مجموعه را نشان می دهد . صفت برترین همانند صفت برتر با توجه به سیلاب صفات به دو شیوه ساخته می شود .

شیوه اول : کلیه صفات یک سیلابی و بعضی از صفات دو سیلابی طبق الگوی زیر ساختی می شوند .

ٍest  + صفت مطلق+ the 

Parviz is the oldest boy in this class.

پرویز بزرگترین ( پیرتر ین ) پسر در این کلاس است.

Parvin is the youngest girl in this class.

پروین جوانترین دختر در این کلاس است .

◄ اگر صفت به حرف «e» ختم شود ، برای ساختن صفت برترین فقط حروف «st» بعد از صفت اضافه می شود .

Fine → the finest – Brave → the bravest

◄ اگر صفت یک سیلابی باشد و به حرف بی صدا ختم شده باشد ، در صورتی که حرف ماقبل آخر یکی از حروف صدادار باشد ، قبل از اضافه نمودن est ، حرف آخر کلمه را دوبار می نویسیم .

Hot → the hottest – Big → the biggest – Fat → the fattest

◄ اگر صفت دو سیلابی باشد و به حرف y ختم شود، ابتدا حرف y را به I تبدیل نموده و به سپس est  را به آن اضافه می کنیم .

Happy → the happiest – heavy → the heaviest

شیوه دوم : اکثر صفات دو سیلابی و کلیه صفات بیش از دو سیلابی طبق الگوی زیر ساخته می شوند :

صفت مطلق +the + most

 

Parviz is the most intelligent boy in the class.

پرویز باهوش ترین پسر در این کلاس است .

Parvin is the most careful girl in the class.

پروین با دقت ترین دختر در این کلاس است .

◄ در الگوی فوق ، به جای the most  می توان از the least نیز استفاده کرد . اولی یعنی بیشترین دومی یعنی کمترین .

Parviz is the least intelligent boy in the class.

پرویز کم هوش ترین پسر در این کلاس است .

 Parvin is the least careful girl in the class.

پروین بی دقت ترین دختر در این کلاس است .

◄ صفات دو سیلابی که به «er» ختم می شوند ، صفت برتر و برترین آن به هر دو شیوه ذکر شده ساخته می شود .

Clever → Cleverer or more clever than

Clever → the cleverest or the most clever

 

◄ بعضی از صفات از الگو های فوق پیروی نمی کنند . بدین معنی که صفت برتر و برترین آنها هیچ گونه رابطه ای با صفت مطلق ندارد . مهم ترین این صفات عبارتند از :

صفت برترین

صفت برتر

معنی

صفت مطلق

Best

Worst

Most

Most

Least

Latest/last

Oldest/eldest

Farthest

Furthest

In most/inner most

Upper most/up most

Nearest/next

Hindmost

Outer most/utmost

Foremost/first

Better

Worse

More

More

Less/lesser

Late/later

Older/elder

Farther

Further

Inner

Upper

Nearer

Hinder

Outer

former

خوب

بد

زیاد(مقدار)

زیاد(تعداد)

کم

دیر- آخر

پیر – کهنه

دور

خیلی زیاد

درون – داخل

بالا

نزدیک

عقب

خارج

پیش - قبل

Good

Bad-ill

Much

Many

Little

Late

Old

Far

Far

In

Up

Near

Hind

Out

fore

 

نکات زیر راجع به جدول فوق ضروری به نظر می رسد :

1.older و oldest هم برای اشخاص و هم برای اشیا به کار می روند ولی elder و eldest فقط برای اشخاص استفاده می شوند .بعد از elder کلمه ی than نیاز نمی باشد . elder و eldest همیشه قبل از اسم (جاندار) می آیند .

1.      My brother is older than my sister. (درست)

2.      My brother is elder than my sister. (غلط)

3.      Ali is my elder brother. (درست)

4.      This is my elder book. (غلط)

5.      Ali is the oldest boy in this class. (درست)

6.      This is the oldest building in this city. (درست)

7.      Ali is my eldest brother. (درست)

8.      This is my eldest book. (غلط)

2.صفت Far به دو مفهوم بکار برده می شود . اگر منظور مسافت باشد از further(دورتر) و furthest (دورترین) و اگر منظور رتبه و مقدار باشد از further (بیشتر) و furthest (بیشترین) استفاده می شود .

I walked much farther than you.

من خیلی بیشتر از تو پیاده رفتم . ( از نظر مسافت )

Do you have any further questions?

آیا شما سوال اضافه تری ( بیشتری) دارید؟

توجه : کلمه های further و furthest را می توان به ترتیب به جای farther و farthest استفاده نمود ، ولی بر عکس آن اشتباه است .

I walked further than you. (درست)

Do you have any farther questions? (غلط)

3. nearest به معنی نزدیکترین ، از لحاظ مکانی و زمانی و next  هم به معنی بعدی و هم به معنی نزدیک ترین ولی از لحاظ حالت و موقعیت .

1. Where is the nearest post office? (مکان)

2. The next bus leaves in 10 minutes. (ترتیب)

3. Ali is my next friend. (وضعیت)

4. later و latest به معنی (دیرتر و دیرتر ین یا آخرین ) همراه با زمان می آیند ولی latter و last (به معنی دومی و آخرین) همراه با رتبه می آیند. Latter همیشه قبل از اسم و بدون than می آید .

1. She is later than I expected. (از نظر زمان)

2. What is the latest news about Iran. (از نظر زمان)

3. The latter section of this book is very interesting. (از نظر موقعیت)

4. The last section of this book is about animals. (از نظر موقعیت)


ادامه مطلب
نوشته شده در تاريخ جمعه 21 بهمن 1390برچسب:, توسط فرید کُر

درس سوم

 

صفات مقایسه ای(صفت برتر یا برترین۱)

 الف-برابری دو صفت ( as +صفت +as): هرگاه دو اسم، دارای صفت یکسانی باشند، و بخواهیم آن دو اسم را با همان صفت باهم مقایسه کنیم از عبارت as…as طبق الگوی زیر استفاده می کنیم.

 

 + اسم ( جمله ی اول ) be + فعل as +صفت+ as+اسم(جمله ی دوم )

 

 


 

1. Ali is  fifty  years  old .                                               علی پنجاه سال سن دارد.

2. Reza  is  fifty  years  old.                                            رضا پنجاه سال سن دارد.

3. Ali  is  as  old  as  Reza .                                               علی هم سن رضا است.

E    در صورتیکه مقایسه منفی صورت گیرد، به عبارت دیگر اگر فعل to be منفی باشد، معمولاً   عبارت   as … as به شکلso … as    نوشته می شود.

1. Ali  is  fifty  years  old. علی پنجاه سال سن دارد.                                                            2. Reza  is  sixty  years old.                                                      رضا شصت سال سن دارد. 3. Ali  is  not so  old  as  Reza.                                        علی هم سن رضا نیست.     

E      

 فعل اصلی +اسم (جمله ی اول ) +as++ قید حالت  as  اسم(جمله دوم)+ (جمله ی دوم ) +

هرگاه نحوه انجام دو فعل به یک شکل صورت گیرد، یا به عبارت دیگر، اگر بخواهیم دو اسم را که از لحاظ قید حالت با هم یکسان هستند را با هم مقایسه کنیم الگوی زیر را به کار می گیریم.

 

 

1.Ali  speaks English  slowly.                     علی انگلیسی را آهسته صحبت می کند.

2.Mehdi  speaks  English  slowly.مهدی انگلیسی را آهسته صحبت می کند.                          

3. Ali  speaks  English  as slowly  as  Mehdi.                                                            علی انگلیسی را به اهستگی مهدی صحبت می کند.

    E   هر گاه دو اسم از لحاظ مقدار به یک اندازه مالک چیزی باشند، از عبارتas …. as         می توان برای مقایسه دو مقدار نیز استفاده کرد با این تفاوت که بین صفت کمیmany  یا  much را همراه با اسم می آوریم.

1. Ali  bought  10 books yesterday.علی دیروز 10 کتاب خرید.                                    2. Mehdi  bought  10 books yesterday.                         مهدی دیروز 10 کتاب خرید.

 3. Ali  bought  as many  books  as  Mehdi  yesterday.

علی و مهدی دیروز به یک تعداد کتاب خریدند.

1.Ali  drinks  two  glasses  of  milk  in  the  morning.

علی دو لیوان شیر در صبح می نوشد.

2.Mehdi  drinks  two  glasses  of  milk  in  the  morning.

مهدی دو لیوان شیر در صبح می نوشد.

3.Ali  drinks  as  much  milk  as  Mehdi  in  the  morning.

علی و مهدی به یک مقدار در صبح شیر می نوشند.

 E       اگر اسم قابل شمارش باشد، صفت کمی many و اگر غیر قابل شمارش باشد، صفت کمی  much قبل از اسم قرار می گیرد.

+صفت):er+than ب- مقایسه صفات، (

صفات از نظر مقایسه سه نوع می باشند:

1-صفت مطلق: چگونگی یک اسم را نشان می دهد، بدون آنکه مقدار ان صفت را برای اسم بیان کند.

Reza’s  brother  is  old. برادر رضا پیر است.                                                                         2 -صفت برتر: نشان می دهد که یک اسم مقدار بیشتری از بیک صفت را نسبت به اسم دیگر دارا می باشد.

Ali’s  brother  is  older  than  Reza’s.  برادر علی از رضا پیرتر است.                            3-صفت برترین: نشان می دهد که یک اسم بیشترین مقدار از یک صفت را را نسبت به یک مجموعه ای از اسمها دارا است.

Mehdi’s  brother  is  the  oldest  student  in  this  school.

برادر مهدی بزرگترین دانش آموز این مدرسه است.

E   در این درس فقط راجع به صفت برتر توضیح داده می شود. همانطور که در قسمت فوق گغته شد، صفت برتر نشان دهنده این است که یک اسم نسبت به یک اسم دیگر، مقدار بیشتری از یک صفت را دارا می باشد.

شیوه ساختن صفت برتر : ساختن صفت برتر با توجه به نوع صفت فرق می کند. در این درس، صفاتی را مورد بررسی قرار می دهیم که یک سیلابی ()یک بخشی) می باشند، یا دو سیلابی هایی که سیلاب دوم آنها به حرف "y" ختم می شوند. برای ساختن صفت برتر این صفات از الگوی زیر استفاده می شود.

 

+ صفت مطلقer + than

 

 


 

1.Mina  is  15  years  old.

2.Neda  is  13  years  old.

3. Mina  is  older  than  Neda.

مثال فوق نشان می دهد که صفت پیری در مینا از ندا بیشتر است.

E   اگر صفت دو سیلابی ولی سیلاب دوم به حرف y ختم شده باشد، در این صورت ابتدا حرف y  را بهi  تبدیل می کنیم و سپس حروفer  وthan  را اضافه می کنیم.

1.Mina  gets  up  at  6  a.m. (early) 

2.Neda  gets  up  at  7  a.m. (early)

3.Mina  gets up  earlier  than  Neda.

مثال فوق نشان می دهد که صفت سحرخیزی در مینا از ندا ببیشتر است.

E   اگر صفت یک سیلابی باشد و به حرف e ختم شده باشد، برای ساختن صفت برتر کافی است فقط حرف r را بعد از صفت قرار داده و سپسthan  را اضافه می کنیم.

 

 صفت برتر                 صفت مطلق

Finer                                        finer than  (خوب)

  Brave                                    braver than (شجاع)

 Wise                                          wiser than(عاقل)

 

 

 

 


 

E   اگر صفت یک سیلابی یاشد و به حرف بی صدا ختم شود، در صورتی که حرف ماقبل آخر، یکی از حروف صدادار باشد، برای ساختن صفت برتر، ابتدا حرف آخر، مضاعف (دوباره) شده و سپسer  وthan اضافه می شود.

 

    صفت برتر                                 صفت مطلق

 Hot                              hotter than(داغ)

 Big                          bigger than(بزرگ)

 Fat                              fatter than(چاق)

 


 

E   اگر صفت یک سیلابی یاشد و به حرف y ختم شود، در صورتیکه قبل ازy  حرف یکی از حروف صدادار قرار گیرد، برای ساختن صفت برتر کافی است er و  thanرا بعد از آن اضافه کنیم .

 

صفت برتر              صفت مطلق

Mopey                           mopeyer(غمگین)

Grey                                greyer(خاکستری)

coy                                 coyer(خجالتی)


ادامه مطلب
نوشته شده در تاريخ جمعه 21 بهمن 1390برچسب:, توسط فرید کُر

 

درس دوم

 

موارد کاربرد it

 

It ضمیری است خنثی و زمانی که فاعل جمله، سوم شخص مفرد باشد (اشیاء و حیوان) به جانی آن استفاده می شود. از ضمیر (it) در موارد دیگری نیز استفاده می شود که معنی خاصی ندارد و فقط برای پر کردن جای فاعل به کار برده می شود. به این موارد توجه کنید.

 

1.    The tree has no fruit.

It has no fruit.                                                                         به جای فاعل جملهit

2.    The book is very expensive.

It is very expensive.                                                                 به جای فاعل جملهit

3.    wath is the time now?

It is five o'clock.                                                                              به جای زمانit

4.    How is the weather today?

It is cold.

It is raining.                                                                            به جای آب و هوا it  

5.    How far is it from Shiraz to Tabriz?

It is more than 1000 kilometers.                                                     به جای فاصلهit

6.    Who is it on the phone?

Who is at the door?                                               به جای فردی که دیده نمی شودit

Who is that man in the car?                                 پشت تلفن، پشت در، داخل ماشین

7.    What day is it today?

It is Monday.                                                                            به جای ایام هفتهit

8.    What month is this?

It is March.                                                                         به جای ماه های سال it

9.    To drive a big car is difficult.

It is difficult to drive a big car.                                                           به جای فعلIt

 

در این حالت بعد از it فعل be و سپس صفت و آنگاه فعل به صورت مصدر با to آورده می شود.

ب- کاربرد (فعل زمان حال ساده + should) : should یکی از افعال کمکی است و معادل فارسی آن «باید» می باشد. هرگاه بخواهیم کلمه «باید» را در جمله ای به کار ببریم که انجام دادن آن کار، یک وظیفه اخلاقی یا درخواست از کسی است، نه یک اجبار یا اصل قانونی، از فعل کمکی should استفاده می کنیم.

 

1.    Children should go to bed on time.              (درست)

2.    Everybody should help the poor.                 (درست)

3.    We should get up early this morning.          (درست)

4.    We should obey the law.                                 (غلط)

 

توضیح: در جمله های 1 و 2 و 3 از کلمه should به معنی «باید» استفاده می شود. اما «باید» در شکل یک وظیفه، نه یک قانون، بدین معنی که اگر در جمله اول، بچه ها به موقع به رختخواب نروند و در جمله دوم، افراد به فقرا کمک نکنند و در جمله سوم، ما امروز صبح زودتر از خواب بیدار نشویم، هیچ کاری خلاف قانون انجام نداده ایم، بلکه طبق وظیفه ای که بر دوش ما بوده است آن کارها را انجام نداده ایم.

اما در جمله چهارم چون اطاعت از قانون یک امر مسلم و قطعی است و اطاعت نکردن از آن، جرم محسوب می شود، لذا در این حالت مجاز نیستیم از کلمه should استفاده کنیم. در این جمله بجای should از فعل کمکی must استفاده می شود.

 

We must obey the law.                    ( درست)

 


ادامه مطلب
نوشته شده در تاريخ جمعه 21 بهمن 1390برچسب:زبان, انگلیسی,گرامر, توسط فرید کُر

درس اول

افعال كمكي

افعال کمکی همانند افعال دیگر، می توانند به شکل گذشته به کار برده شوند. به شکل گذشته این افعال در جدول صفحه بعد توجه کنید.

زمان حال

زمان گذشته

زمان حال

زمان گذشته

Can

 

Must

 

Have to

 

Has to

Could

 

Had to

 

Had to

 

Had to

May

 

Will

 

shall

Might

 

Would

 

should

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

هریک از افعال کمکی فوق برای نشان دادن مفهوم خاصی به کار برده می شود. دراین درس کاربرد اغعال کمکی

  مورد بررسی قرار می گیرد.had toو  has to, have to, must, could, can

 

 

 

 

                                                                                                           

Can : فعل کمکی can  بر توانایی ونیز خواهش یا اجازه انجام کاری دلالت می کند ومعادل عبارت

(be able to)  می باشد. (فعل be در زمان حال (am, is, are) باید صرف شود.) اگر جای فعل کمکی can را با فاعل جمله عوض کنیم، جمله به حالت سؤالی تبدیل می شود. مانند مثال شماره 7

 

 

 

1 .I can speak English.

2. I am able to speak English.

 

           

 

3. She can speak English.

4. She is able to speak English.

 

 

                                                                                      

 

5. They can speak English.

6. They are able to speak English.

 

                                                                                      

 

7. Can I open the door, please?

 

 

                                                                                                                              

Could : از فعل کمکی could موقعی استفاده می شود که فاعل توانایی انجام کاری را در زمان گذشته داشته باشد و معادل (be able to) می باشد . فعل be در زمان گذشته (was , were) باید صرف شود . اگر جای فعل کمکی
could را با فاعل جمله عوض کنیم ، جمله به حالت سؤالی تبدیل می شود . برای اجازه خواستن could مؤدبانه تر از can است . مانند مثال شماره 7 .    

 

 

 

 

 

1. I could speak English.

2. I was able to speak English.

 

 

3. She could speak English.

4. She was able to speak English.

 

 

5. They could speak English.

6. They were able to speak English.

 

 

7. Could I use your car?

 

 

 

 

 

 

 

must : هرگاه برای فاعل ، اجبار یا ضرورت انجام کاری در زمان حال یا آینده وجود داشته باشد از فعل کمکی must استفاده می شود  و مترادف have to  و  has to می باشد .

                                                                                                          

 

 

1. I must stop smoking.

2. I have to stop smoking.

 

 

3. He must stop smoking.

4. He has to stop smoking.

 

 

5. They must stop smoking.

6. They have to stop smoking.

 

 

Had to : هرگاه ضرورت انجام کاری درگذشته برای فاعل وجود داشته باشد ، از فعل کمکی had to استفاده
 می شود .  این فعل برای تمام ضمایر فاعلی یکنواخت صرف می شود .

                                                                                          

 

 

 

1. I had to stop smoking.

2. He had to stop smoking.

3. They had to stop smoking.

 

 

سؤالی و منفی کردن جمله هایی که فعل کمکی دارند : کلمه not بعد از فعل کمکی ، جمله را منفی می کند و با جابجاکردن  فعل کمکی با فاعل ، جمله سؤالی می شود .

 

 

 

 

1. She cannot speak English.

2. She can’t speak English.

3. Can she speak English?

 

 

4. She could not speak English.

5. She couldn’t speak English.

6. Could she speak English?

 

 

 

 

7. He must not speak English                           

8. He mustn’t speak English.

9. Must he speak English?

 

 

10. I do not have to speak English.

11. I don’t have to speak English.

12. Do you have to speak English?

 

 

13. She does not have to speak English.

14. She doesn’t have to speak English.

15. Does she have to speak English?

 

 

16. He did not have to speak English.

17. He didn’t have to speak English.

18. Did he have to speak English?

 

 

E شکل منفی و سؤالی افعال کمکی have to ، has to و  had to با سایر افعال کمکی فرق می کند . برای سؤالی یا منفی کردن این افعال ا ز قاعده زیر استفاده نمایید .

 

.............. + فعل اصلی + have to + do not + فاعل : منفی
? ........... + فعل اصلی + have to + فاعل + Do : سؤالی

 


 

(have to)

 

 

 

.............. + فعل اصلی + have to + does not + فاعل : منفی
? ........... + فعل اصلی + have to + فاعل + Does : سؤالی

 


 

(has to)

 

 

.............. + فعل اصلی + have to + did not + فاعل : منفی
? ........... + فعل اصلی + have to + فاعل + Did : سؤالی

 


 

(had to)

 

 

به شکل مخفف افعال کمکی در جدول زیر توجه کنید : E

 

شکل کامل

شکل مخفف

شکل کامل

شکل مخفف

Cannot

 

Could not

 

Must not

 

Should not

 

May not

 

Might not

 

Can’t

 

Couldn’t

 

Mustn’t

 

Shouldn’t

 

---------

 

---------

Shall not

 

Will not

 

Does not have to

 

Do not have to

 

Did not have to

 

---------

Shan’t

 

Won’t

 

Doesn’t have to

 

Don’t have to

 

Didn’t have to

 

---------

 

 

فعل کمکی may not و might not شکل مخفف ندارند و can not همیشه به صورت یک کلمه نوشته
می شود .
(can not) اشتباه است .

 

E افعال کمکی بعد از فاعل و قبل از فعل اصلی جمله قرار می گیرند . اگر فعل کمکی در جمله استفاده شود فعل اصلی باید به شکل مصدر بدون to استفاده شود  ، حتی اگر فاعل جمله سوم شخص مفرد باشد .

 

                       (درست)                                     1. I help my father .
                       (درست)                         2. I should help my father .

                       (درست)                                 3. He helps his father .

                       (درست)                       4. He should help his father .

                       (غلط)                        5. He should helps his father .


پاسخ کوتاه : هرگاه جمله با یکی از افعال کمکی سؤالی شود ، در پاسخ کوتاه از الگوی زیر استفاده می کنیم .


 

مثبت فعل کمکی + ضمیر فاعلی Yes , = پاسخ مثبت
منفی فعل کمکی + ضمیر فاعلی No , = پاسخ منفی

 

 

 

 


 


Could Mary help her mother ?
Yes , she could .
No , she could not .

 


ادامه مطلب
نوشته شده در تاريخ جمعه 21 بهمن 1390برچسب:, توسط فرید کُر

سایت دبیرستان شهید رجایی: www.rajaei7.ir


ادامه مطلب
نوشته شده در تاريخ یک شنبه 25 دی 1390برچسب:, توسط فرید کُر

[ طراحی : قالب سبز ] [ Weblog Themes By : GreenSkin